این شعر رو دوست عزیزم ستاره جون گفتن

 که حیفیم اومد نذارم اینجا

 

آسمانهای نگاهم روزی

جلوه گاه دو کبوتر بودند

برفی و بال سپید

پاک چون مروارید

صبحگاهان در دشت

زیر این گنبد سبز

نگهم از پیشان هر طرفی می گردید

 

شامگاهان که افق

جام خونین به سراپرده ی شب می نوشید

 

باز می دیدمشان

روی دیواره ی باغ

 

باد ، نازک پرشان را به هوس می پویید

گاه در گوشه ی بام

 

آن یکی می زد چتر

این یکی مست دلارایی دوست

 

سر فرو برده به گرد پر او می چرخید

زندگی زیبا بود

 

آسمان می خندید
(ستاره جون ممنونم از شعر زیبات )