سلام دوستان
این شعر رو دوست عزیزم ستاره جون گفتن
که حیفیم اومد نذارم اینجا
آسمانهای نگاهم روزی
جلوه گاه دو کبوتر بودند
برفی و بال سپید
پاک چون مروارید
صبحگاهان در دشت
زیر این گنبد سبز
نگهم از پیشان هر طرفی می گردید
شامگاهان که افق
جام خونین به سراپرده ی شب می نوشید
باز می دیدمشان
روی دیواره ی باغ
باد ، نازک پرشان را به هوس می پویید
گاه در گوشه ی بام
آن یکی می زد چتر
این یکی مست دلارایی دوست
سر فرو برده به گرد پر او می چرخید
زندگی زیبا بود
آسمان می خندید ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۸۵ ساعت 11:14 توسط رضا
|